Wednesday

سیزدهمین قصه - قسمت اول





 شرح زندگی افرادی که مرده اند، صرفاً حکم سرگرمی را برایم دارد. کار اصلی من در کتابفروشی است. شغل من فروختن کتاب نیست؟ پدرم این کار را می کند. وظیفه ی من فقط مراقبت از آنهاست. گهگاه یک جلد کتاب را بیرون می آورم و یکی دو صفحه از آن را می خوانم. از هرچه بگذریم، کتاب خواندن طرز حرف زدن را هم درست می کند. هرچند آنها در آن حد قدیمی نیستند که بابت قدمتشان با ارزش باشند و نه آنقدر مهم که کلکسیونری به دنبال آنها باشد، وظیفه ام برایم عزیز است. به هر حال اغلب محتوای داخل آنها هم به اندازه ی بیرونشان کسل کننده است. اما محتوای آنها هرقدر هم مبتذل باشد، همیشه مطالبی وجود دارد که مرا تحت تأثیر قرار دهد. این کلمات برای کسی که حالا جزو زنده ها به حساب نمی آید، انقدر چشم گیر بوده که آنها را به رشته ی تحریر درآورد. مردم با مردن غیبشان می زند. صدایشان، خنده شان، گرمی نفس هایشان، تن و بدنشان و بالاخره استخوانهایشان. تمام خاطرات در قید حیات آنها متوقف می شود. این امری دلهره آور و طبیعی است. با این حال در ارتباط با این زوال، برای عده ای استثناهایی وجود دارد چون با کتاب هایی که می نویسند، در واقع وجودشان تداوم پیدا می کند. ما می توانیم دوباره آنها را کشف کنیم. خنده و شوخی آنها، آهنگ صدایشان و خلق و خویشان را. آنها از طریق کلمات نوشته شده می توانند تو را عصبانی یا شاد کنند. می توانند مایه ی تسلی تو شوند. می توانند تو را مات و مبهوت کنند. می توانند تو را متحول کنند. و همه ی اینها ، هر چند حالا آنها در قید حیات نیستند، مانند اجساد منجمد در یخ که طبق قانون طبیعت باقی می مانند ، به کمک معجزه ی جوهر روی کاغذ یادداشت حفظ می شوند، که این خود نوعی سحر و افسون است.
سیزدهمین قصه/ نوشته ی داین سترفیلد/ ترجمه نفیسه معتکف/ نشر البرز/ 7900 تومان