توهمات و تخیلات و تفکرات را مثل بادبادک هایی رها می کنم در آسمان این کاغذ سفید تا پر بکشند و بروند تا اوج ... چه می دانم شاید هم یک در هزار احتمال این وجود داشته باشد که بندهایشان در هم گیر کند و در نهایت منجر به سقوط یک کدامشان بشود!
وقتی که من از این عذاب ممتد خلاص شده ام دیگر چه باک از سقوط آنها؟